مهناز ميگه باورت ميشه يه وقتايي
تو خونه يهو ياد كارات و حرفات ميفتم دلم واست تنگ ميشه؟
آقاي بنفش ميگه بهم نخندي ها از لحظه اي كه دم خونه تون پياده ت ميكنم و تنهايي برميگردم دلم واست تنگ ميشه.
و من مي خندم،از ته دل مي خندم به خاطر داشتن آدمايي كه دوسشون دارم و دوسم دارن بي هيچ بهانه اي،بي هيچ اما و اگري...:)
برچسب:
نویسنده: فاطمه رحمانی
تاريخ: يکشنبه
4 مهر
1395 ساعت: 13:09