
یه بعد از ظهر خوب پاییزیه.آقای بنفشم رو از خواب بیدار میکنم تا بره به کارهاش برسه و یه عصرونه ی خوب آماده می کنم و در حال گرم کردن شیر با خودم فکر می کنم پارسال این موقع چه حال بدی داشتم و حالا چه روزای خوبی رو دارم و کسی چه می دونه سال دیگه این موقع چه جوریه؟ اما هر جوری که هست مطمئنا خوب خواهد بود چون من سال دیگه این موقع توی خونه ی بنفشمون هستم به امید خدا:) *دور گردون گر چند روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور *گاهی باید از نبودن بعضی از آدم ها توی زندگیتون تشکر کنید و خوشحال باشید....
ادامه مطلب